| اینم آخرین پست من |
سلام جونی های جوووون جووونی. منم خوبم. خیلی دوستون دارم. میسی که تا امروز همراهم بودید مـــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــــی وبلاگم و شماهارو خیلی دوست دارم،اما باید برم
بدی هامو فراموش کنید و ببخشید
+
تاریخ دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 12:16 نویسنده آیدا جون
|
|
| چند روز بعد تولدم |
|
سلام به دوستای خودم!! خوبید؟؟! وااااااااای می دونی از کی همدیگرو ندیدیم؟ چندجا مسافرت و گردش و سرگرم شوهر
میسی بابت همه نظرایی که برام گذاشتین اینسری نمی تونم بیام خبرتون کنم (شرمنده)
راستی شاید وبلاگو جمعش کنم... یه آپ کوچولو ادامه مطلب گذاشتم برو ببین
ادامه مطلب
+
تاریخ پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 22:59 نویسنده آیدا جون
|
|
| جونی |
|
تقدیم به امید زندگانیم، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب ، تقدیم به خنده های دلنشینت . تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم تقدیم به تو که یادت در فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطرمهربانیت همیشه در وجودم جاریست . هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران
سلام به دوستای خوب و همیشگیم. من خوبم!
ادامه مطلب
+
تاریخ دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 11:18 نویسنده آیدا جون
|
|
| تنگولیدم |
چطور مطورید؟! چـــه خـــبــــرااااا؟!!؟!!!!؟ ۲ خرداد تولد یک سالگی وبلاگم بود!! حـــــــیــــــــف!! یعنی یه سال شد که من با ماه مهربون در خدمت شما ام.
خواهشاً راستشو بگو..میسی حالا.......... چند تا چیز جالب یاد بگیری بد نیست!!! - OK مخفف كلمات Oll korrect می باشد.
-مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می كند. - كاغذ هم مثل پارچه پشت و رو دارد. روی كاغذ آن طرفی است كه در كارخانه كاغذسازی به طرف نمد قرار می گیرد و صاف تر است. پشت كاغذ آن طرفی است كه در كارخانه زیر كار است و روی آبكش قرار می گیرد. برای تشخیص پشت و روی كاغذ آن را برش می دهند، پس از برش، لبه الیاف به سوی پشت كاغذ خم می شوند و اگر لبه كاغذ را با انگشتان لمس كنیم متوجه لبه دار بودن یك طرف آن می شویم. چاپ بر طرف روی كاغذ مرغوب تر خواهد بود. چاپ رنگی بر طرف روی كاغذ نتیجه بهتری دارد. اینم آخریش:
+
تاریخ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 18:23 نویسنده آیدا جون
|
|
| فعلاً..... |
|
سلام سلام. میدونم خیلی از دستم عصبانی ای!!!! از آپ قبلی اصلاْ به وبلاگ سر نزدم!! الان هم فقط اومدم بهتون بگم که من یه چند وقت میرم تعطیلات وبلاگی ۱مرداد کنکور دارم که هیچی نخوندم
همدیگرو دوست داشته باشید. در ضمن ۲ خرداد تولد یک سالگیه وبلاگمه!! دوستتون دارم.
بر می گردم
+
تاریخ دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:5 نویسنده آیدا جون
|
|
| عشق دستمال کاغذی به اشک ! |
سلام. خوبی؟
من که عالیه ام
زیاد نیست بخون نظرتو بگو جونی
ادامه مطلب
+
تاریخ پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:19 نویسنده آیدا جون
|
|
| عادت تغذیه |
|
سلام. وقت به خیر. جونی ایشاا.. ماشاا... که خوبی؟! منم خوبم. میسی! راستی یه ویروسه جدید اومده!!! بفرما اینم آپ!!!
(
ادامه مطلب
+
تاریخ یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 17:10 نویسنده آیدا جون
|
|
| یووهوو |
ســــــــلــــام.. یوهو خوبی؟! وااای خدا!!! دلم براتون یه ذره شده بود. تعطیلات که مسافرت بودم بد خب ببینم کی منو فراموش کرده؟!!!!!!!!!!
حال و حوصله آپ رو ندارم.. فقط اومدم بگم که خوشحالی بسه من هنوز زنده ام
میسی
+
تاریخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 11:34 نویسنده آیدا جون
|
|
| سال نو |
سلام . چطوری جونی؟! من خوبم.اینم آخرین آپ امسال(سال۱۳۸۷) سال بعد دوباره میام! بهترینها رو براتون آرزو دارم. سال نو ی خوب و شادی براتون آرزو میکنم اینم چندتا sms مخصوص عید نوروز: سايه حق
مثل ماهي زنده
سلامتي
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
ویروسی نشدن از طریق فلش مموری
ادامه مطلب
+
تاریخ شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 1:7 نویسنده آیدا جون
|
|
| آموزشی |
من خوبم .. میسی! تعطیلات (عید) رو که فکر نکنم باشم ! اما اگه خونه باشم حتماً میام منتظرم باشید هـــــــــــــــا،میــکــشـمـتــون اگه منو از یاد ببرین فداتـــون
برید ادامه مطلب که اینارو گذاشتم: خاموش کردن ویندوز در زمان معین - رنگ سال
ادامه مطلب
+
تاریخ شنبه دهم اسفند 1387ساعت 7:41 نویسنده آیدا جون
|
|
| آیا میدانستید کــه!! |
|
سلام. خوبی جونی! بدو برو ادامه مطلب چون یه عالمه دانستنی یـه...
به نظر خودم که عالیه!!
ادامه مطلب
+
تاریخ یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 11:58 نویسنده آیدا جون
|
|
| جواب تستها |
سلام جونی. ولنتاین خوش گذشت؟!!!!
........ ........چرا اینجوری نگاه می کنی؟!
...................خب برو ادامه مطلب راستی من عاشقانه زیستن رو آپ کردم سر بزنی خوشحال میشم ادامه مطلب
+
تاریخ شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 9:15 نویسنده آیدا جون
|
|
| دو تا تست |
|
سلام جونی. چطوری؟ دو تا تست فوق العاده جالب برات گذاشتم. جوابها رو با دقت تو یه کاغذ بنویس که هفته بعد جوابها رو میزارم. اگه جواب ندی از دستت رفته. اگه دوست داشتی منم از شخصیتت با خبر بشم جوابت رو به منم بگو
تست ها رو در ادامه مطلب می بینی. بدو جونی منتظرتم ادامه مطلب
+
تاریخ یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 10:28 نویسنده آیدا جون
|
|
| ســــلـــام |
سلام جـــــونــــــی واااااااای خـــدا.... دلم براتون یه ذره شده بود...
امتحانامو تموم کردم ، فقط مونده نمره ها شما چی؟! جطورید؟ نبودم خوش گذشت؟!
آپ هم اگه اجازه بدین بمونه برا هفته دیگه چون هنوز به شما جونیا سر نزدم..این مهمه
فداتــــــون
ترسیدی جونی؟! نترس من اینجام.
راستی بروبکس باحال اینجا یه خودی نشون بدن!! این وبلاگ برا دوتا از دوستامه... سر بزنید،میسی
+
تاریخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:48 نویسنده آیدا جون
|
|
| تفاوت دوستی زنها و مردها و فال هفته | |
سلام خوبی جونی؟! امتحــانا؟!!! ای بابا گند زدم رفـــــــت... این هفته هم ۲تا امتحان دیگه دارم.
جونی آپم رو ببین و نظر خوشملتو بهم بگو. این سری با عجله شد، به خوبیه خودتون ببخشید. فداااااااااااتون .
تفاوت دوستی زنها و مردها
دوستی بين زنها
يه زن يه شب خونه نمياد. روز بعد به شوهرش ميگه كه من ديشب خونه ء يكی از دوستام خوابيدم. شوهر به 10 تا از بهترين دوستای زن تلفن میكنه. هيچ كدوم از اونها اينو تأييد نمیكنند. هيچوقت رو دوستی يه زن حساب نکن
دوستی بين مردها يه مرد يه شب خونه نمياد. روز بعد به زنش ميگه كه من ديشب خونه ء يكی از دوستام خوابيدم. زن به 10 تا از بهترين دوستای شوهرش تلفن میكنه. هشتتا از اونها تأييد میكنند كه شوهر شب گذشته را در خونه ء اونا گذرونده و دو تا از اونا ادعا میكنند كه اون هنوز اونجاست! هيچوقت به حرف مردها اعتـماد نكن!
..::: I R A N A L I V E :::...
جونی فال این هفته رو ادامه مطلب گذاشتم... ادامه مطلب
+
تاریخ شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:51 نویسنده آیدا جون
|
|
| درهم |
|
اما ادامه مطلب هم یه مطلب جالب دارم. میدونی وحشتناک ترین قاتل دنیا کیه؟!! نـــــــــــه؟!!! پس برو ادامه مطلب.
داستان هاش حـرف نداره.. برید و حالشو ببرید. داداش پــدرام ادامه مطلب
+
تاریخ شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 0:4 نویسنده آیدا جون
|
|
| داستان |
سلام جونی.خوبی؟!
جونی دیدی چـــی شد؟!!! اما کسی نبود که با من بیاد با هم بریم
دیگه چــه خبرا؟
این سری با دوتا داستان فوق العاده جالب اومدم
برید ادامه مطلب.
ادامه مطلب
+
تاریخ شنبه نهم آذر 1387ساعت 17:36 نویسنده آیدا جون
|
|
| گلچین |
سلام جونی. خوبی یا بهتری؟!
بچه ها جونم سارا جوجو رو که میشناسید؟! اسباب کشی وبی داشته. این ( ღ♥ღ دنیای خنده ღ♥ღ ) آدرسه جدیدشه. لینک کنید.
اینم یه مطلب جالب:
شما میدونین ؟!! آقای چستر فیلد صاحب کمپانی ذرت بوداده در ایران باعث شده که ما اسم ذرت بوداده را چس فیل می گوییم ؟ خنده داره نه ؟ بیچاره چستر فیلد...
از دست ما ایرونی یای شیطون
حالا چطوره بریم سر چندتا SmS؟!
مشترك محترم !!
گر چه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم / دل به امید پیامی که ندادی بستیم.
خب دیگه بسه!! برم درسمو بخونم....
بای بوی جونی
+
تاریخ یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 8:0 نویسنده آیدا جون
|
|
| دوستي تـا ابـديت |
| سلام جونی!
چطور مطوری؟ خوبی؟! ممنون که بهم سر می زنی
این داستان رو بخون،جالبه .. به دردت می خوره(برو ادامه مطلب)
زیاد وقت گیر نیست
دوست دارم جونی
ادامه مطلب
+
تاریخ دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:11 نویسنده آیدا جون
|
|
| آيين عشق و زندگي به سبك كامپيوتري |
سلام جون جونی!!
خوبی؟!!!! ... . شکر.
این آپم خیلی جالبه . نخونی از دستت رفته!!
آيين عشق و زندگي به سبك كامپيوتري در ادامه مطلب!
قالب چطوره؟! راستی جونی من از این به بعد کمتر میام نت!!
ادامه مطلب
+
تاریخ سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 18:5 نویسنده آیدا جون
|
|
| طنز |
|
سلام جونی! بی من خوش میگذره؟!
من که اصلاْ.... چرا نبودم؟؟!! .. بازم adsl ام سوخت.
دلم براتون یه ذره شده بود
دوست جونی وبلاگ دیگه ام رو آپ کردم. ببین . به نظر خودم قشنگه. می ارزه بری یه نگاه بندازی! عــــاشـــقـــانــه زیــــســــتـــن
ادامه مطلب: طنز ازدواج با دخترهای بدجنس این زمونه!!
منبع: ...::: I R A N A L I V E :::...
(قالب وبلاگ مورد داره ... می دونم!
توجه توجه: اگه کسی هست که برنامه نویسی مبتنی بر وب بلده به من حتماْ خبر بده!
قربون همتون
ادامه مطلب
+
تاریخ دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 16:33 نویسنده آیدا جون
|
|
| نشانه خيانت در مردان |
سلام جونی!!
بازم یه ایمیل خوب داشتم ؛ خواستم شما هم بخونید!!
جالبه.
اما به خودتون نگیریــــــد
منبع : ...::: I R A N A L I V E :::...
نشانه خيانت در مردان
متاسفانه پديده نكوهيده خيانت در برخي از مردان مشاهده ميشـود كه در نهايت موجبات تخريف روابط خـانـواده را فراهــم خواهـد آورد. در اين قسمت به ۱۰ نشانه خيانت در مردان اشاره مي كنيم. اين علائم ممكن است شروع قصه اي غم انگيز باشد پس سعي نماييـد حـواس خود را بيشتر جمع كنيد.
بدو بدو !!! برو ادامه مطلب !!!
ادامه مطلب
+
تاریخ سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 12:25 نویسنده آیدا جون
|
|
| ریحانه |
ســلام دوست جــونی یــای خودم!! خوبـیـد جـیـگملا ؟!
وااای واقعاً باید ببخشید ....! برای این مدتی که نبودم......!! دلم برای همتون تنگولیده!! رفته بودم مسافرت. یهویی پیش اومد و نتونستم خبرتون کنم...
بعدش هم مشغول دانشگاه و ...... .
از adsl هم که نگم بهتــره.
آپ اونجاست
واسه خنده: با تمام شدن ماه رمضان در های رحمت خدا بسته خواهد شد. لای در نمونی!
به غضنفر ميگن تو که روزه نمي گيري، چرا سحري مي خوري؟ مي گه نماز که نخونم،... روزه که نگيرم... سحري هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟
ادامه مطلب
+
تاریخ پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 12:33 نویسنده آیدا جون
|
|
| درد و دل |
سلام دوستای خوب و همیشگیم. امیدوارم همیشه خوب وشاد باشید!!
بچه ها یکی بهم گفته که کمتر از کلمه ی جونی استفاده بکن....آره؟؟!! نظر تو هم اینه جـــونــی؟!
این آپ یه کوچولو با بقیه آپهام متفاوته (اینجا همه چی پیدا میشه!!!)
خب بعضی وقتا پیش میاد آدم دلش بگیره مخصوصاً اگه صدای محسن یگانه رو هم بشنوه !!
دلم نمي خواد ناراحتتون كنم اما اين نوشته ها رو جمع كردم كه وصف حالم شه...!!
یکی ازم پرسید عشق یعنی چی؟ بهش گفتم چون تا حالا عاشق نشدم نمی تونم معنی یه قشنگی واسش پیدا کنم...! اما هیچ نمی خوام عاشق شم!!!!!!!!!!!!!!!! که تا اینجا هم موفق بودم!!!!!!!!! من تا الان عشق و این جوری دیدم (یه سری نوشته که از جاهای مختلف جمعشون کردم)
فقط امیدوارم منظورم رو بگیرید.
خب اولش بزار بگم که نظر تو (دوست عزیزم) هم خیلی برام مهمه. پس نظرتو بهم بگو
يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد دلم براي كسي تنگ است كه آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و دست هاي سپيدش را به آب مي بخشيد و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند
تا كدوم ستاره دنبال تو باشم
گفتي چو خورشيد زنم سوي تو پر
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
خـــــب حالا برای اینکه هم لبخند رو لباتون بیارم و هم ثابت کنم که اینجا همه چی پیدا میشه به خوندن چند تا جوک دعتتون میکنم
میدونی ترکا به 750 گرم چی میگند؟ نیم کیلو و نیم
بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند
به ترکه میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است
دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند.
پیر زنه به پیر مرده میگه: عزیزم! توی نودمین سالگرد ازدواجمون چی می خوای؟
رشتيه از دخترش ميپرسه: ببينم شبا ميري صبح مياي، کجا ميري؟ دختر: ميرم خونه دوست پسرم، مسئله ايه!؟ رشتيه: نه، فقط ميخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه
اصفهانيه بيدار مي شه مي بينه زنش مرده. به دخترش مي گه: اختر! ننت مُردس. صبحونه واسه دو نفر درست كن
اينم چند تا اس ام اس قشنگ
از خدا پول خواستم بانك داد . درخت خواستم جنگل داد . اتاق خواستم خونه داد . حالا ميترسم تو رو بخوام يه گله گوسفند بده
ببخشید لنگه كفش من خونه تون جا نمونده؟
از شهرداري واحد سد معبر مزاحمتون ميشم ، ببخشيد مهربونيتون سد راه دلمون شده . . . !
اینم یه آرزوی کوچیک كاش در كتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني، نه حاشيه اي از ياد رفتني
اینم جمله آخر:
عشق یه سم شیرین هست...بدون نسخه اون کسی که دوستش داری مصرفش نکن. از دسترس بچه ها دور نگرش دار..و در محل تاریک و خنک نگهداریش کن..
+
تاریخ شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:42 نویسنده آیدا جون
|
|
| 3 بعدی |
| سلام دوست جون جونیم!!
خوبی؟! نماز روزه هات قبـــول
اینبار برات چند تا عکس ۳ بعدی یه تــوپ گذاشتم... برو حالشو بــبــر
ادامه مطلب
+
تاریخ شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:46 نویسنده آیدا جون
|
|
| عکس سرعت بالا |
سلام دوست جـــــونی! بیشتر آپهای من از ایمیل هایی یه که برام می زنن!
در این قسمت (ادامه مطلب) عکسهای قشنگی رو می بینید که میشه بهشون گفت شکـــار لحـظه ها!!!!!!
ادامه مطلب
+
تاریخ یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 18:12 نویسنده آیدا جون
|
|
| بازی و معتادین |
سلام جونـــــی!
از تمام کسانی که به جشن تولدم اومدن ممنونم
بچه ها بازم یه بازی!! آره، بازم از طرف سارا جوحو (دنیای خنده)
صندلی داغ:
از چه رنگی خوشت میاد؟ آبی آسمونی. صورتی . .... وقتی میگن ترس یاد چی می افتی؟ خـــــــدا بیشتر چه کتابایی می خونی؟ روانشناسی شخصیتهای مورد علاقه ات؟ پرویز پرستویی. بهداد . مقدم، ...
این کلمات رو میگم اول چیزی که یادت اومد بگو! ترسناک: جن دوست داشتنی: مامان و بابا و آدم با وفا بهار: فصل زیبایی ها عمو پورنگ: با مزه و شاد جوراب: فقط جوراب پسر خالم
دوست جونی من از طرف ღ.•*پریانکا*•.ღ هم به این بازی دعوت شدم! فقط سوالای تکراری رو جواب ندادم!!
از چه شغلی خوشت میاد؟ مهندس کامپیوتر از چه شخصیتی خوشتون میاد؟ صادق و با وفا از چه حیوانی خوشت میاد؟ از کدوم ماه خوشت میاد؟ شهریور خواهر یا برادر داری؟ خواهر ندارم
حالا می تونی یه سر هم به ادامه مطلب بزنی
ادامه مطلب
+
تاریخ سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 16:44 نویسنده آیدا جون
|
|
| جـــــــشــــن |
خـــوبيد؟! ..... اي روزگــــــــار .......... ما که کسي رو نداريم ............. مجبورم خــــودم اين کارو کنم!!!!!
ميري ادامه مطلب مي بيني!!
خـــــــــــــب.. به ادامه مطلب سر بزنيد که تمام خبرا اونجاست
بزار ببينم کيا اومدن؟!!! ادامه مطلب
+
تاریخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 16:33 نویسنده آیدا جون
|
|
| بازی و داستان کوتاه |
سلام. سارا جوجو (دتیای خنده) هر کی دوست داره می تونه انجام بده!!!
10تا چیز که به اونا علاقه مندمم ؟ 1. اولین مورد که معلومه <<< خـــــــــــــــدا جون >>> 2. دومیشم معلومه <<< خانوادم >>> 3. دوستام 4. 3داقت 5. موزیــــــک ( pop ) البته بگما rap هم دوست دارم اما نه همشو!! 6. کامپــیــوتـــــر! 7. رنگ آبی آسمونی و رز سرخ!! 8. شنــــــــــــا و دوچرخه سواری 9. نی نی های تپل و خیلی خیلی خیلی شیطون 10. و هدیه 10 تا چیز که ازشون بدم میاد ؟
اگه 24 ساعت به آخر زندگیت مونده باشه چی کار میکنی؟ معلومه دیگه حلالیت گرفتن از آدمایی که میشناسمشون. خوشحال کردن اطرافیان. به داداشم اون چیزی که عمریه ازم می خواد رو میدم!! روی مامان بابامو میبوسم و آماده رفتن!! آخرش هم می زنم تو سرم که خدایا منو ببخش(( همه مون همینیم!! نه؟؟! )) هله هوله ی مورد علاقمممممم !!
از شکلات کاکائویی هم خوشم میاد!
خب حالا بریم سراغ یه داستان کوتاه !!
صبح كه داشتم بطرف دفترم مي رفتم سكرترم ژانت بهم گفت: صبح بخير آقاي رئيس، تولدتون مبارك! از حق نميشه گذاشت، احساس خوبي بهم دست داد از اينكه يكي يادش بود. تقريباً تا ظهر به كارام مشغول بودم. بعدش ژانت درو زد و اومد تو و گفت: ميدونين، امروز هواي بيرون عاليه؛ از طرف ديگه امروز تولدتون هست، اگر موافق باشين با هم براي ناهار بريم بيرون، فقط من و شما! خداي من اين يكي از بهترين چيزهائي بوده كه ميتونستم انتظار داشته باشم. باشه بريم. براي ناهار رفتيم و البته نه به جاي هميشهگي. براي نهار بلكه باهم رفتيم يه جاي دنج و خيلي اختصاصي. اول از همه دوتا مارتيني سفارش داده و از غذائي عالي در فضائي عالي تر واقعاً لذت برديم. وقتي داشتيم برميگشتيم، ژانت رو به من كرده و گفت: ميدونين، امروز روزي عالي هست، فكر نميكنين كه اصلاً لازم نباشه برگرديم به اداره؟ مگه نه؟ در جواب گفتم: آره، فكر ميكنم همچين هم لازم نباشه. اونم در جواب گفت: پس اگه موافق باشي بد نيست بريم به آپارتمان من. وقتي وارد آپارتمانش شديم گفتش: ميدوني رئيس، اگه اشكالي نداشته باشه من ميرم تو اتاق خوابم. دلم ميخواد لباس مناسبي بپوشم تا امروز هميشه به يادتون بمونه شما هم راحت باشيد راحت راحت . در جواب بهش گفتم خواهش مي كنم. اون رفت تو اتاق خوابش و بعداز حدود يه پنج شش دقيقهاي برگشت. با يه كيك بزرگ تولد در دستش در حالي كه پشت سرش همسرم، بچههام و يه عالمه از دوستام هم پشت سرش بودند كه همه با هم داشتند آواز «تولدت مبارك» رو ميخوندند. ... در حاليكه من اونجا... رو اون كاناپه نشسته بودم... لخت مادرزاد!!!
+
تاریخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:19 نویسنده آیدا جون
|
|
| خورشید |
ســلام دوستـــای گـل خــودم !
بینـــم تا حالا خورشید رو تو دستات گرفتی؟؟ می خوای بدونی چطوری؟!! آره!؟ پس برو ادامه مطلب
ادامه مطلب
+
تاریخ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 18:50 نویسنده آیدا جون
|
|
| خودکشی |
سلام دوستان! خوبید!؟
خوووووووب این پست در مورد خودبکشی یه! اول از هر چیز بگم که اگه جنبه نداری به ادامه مطلب نرو!!! این آپ فقط جنبه شوخی و خنده است
حالا به ادامه مطلب برو و حالشو ببر.....!
همتونو دوست دارم
ادامه مطلب
+
تاریخ پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 10:33 نویسنده آیدا جون
|
|
| دو داستان |
| سلام به دوستای خوب خودم!
بچه ها این داستان ها رو آقا حمید رضا (از irpatogh.group@ gmail.com)برام ایمیل کرده بود گفتم چون قشنگه و منم قشنگارو واسه شما می خوام!! بزارم تو وبلاگ
دو داستان کوتاه و بسیار جالب ...
یه روز مسوول فروش، منشي دفتر و مدير شركت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند… يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي كنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه… جن ميگه: من براي هر كدوم از شما يك آرزو برآورده مي كنم… منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!… من مي خوام كه توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيك باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»… پوووف! منشي ناپديد ميشه… بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من، حالا من!… من مي خوام توي هاوايي كنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال كنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه… بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه… مدير ميگه: «من مي خوام كه اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شركت باشن!» نتيجهء اخلاقي: هميشه اجازه بده كه رئيست اول صحبت كنه.
يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم . زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد! حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… اين خيلي رمانتيكه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متأسفم عزيزم… آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه! زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند ولي آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد! نتيجهء اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند، ولي فرشته ها زن هستند!
نظر یادتون نره!!
+
تاریخ جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 11:3 نویسنده آیدا جون
|
|
| بدون شرح |
|
بدون شرح
و اما این قشنگه
+
تاریخ جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 19:52 نویسنده آیدا جون
|
|
| افسوس |
سلام ! خوبید؟ ... خدا رو شکر ... این داستان رو من قبلاً خونده بودم ( تو یه وبلاگ؛ اما نمی دونم کدوم وبلاگ!! .. اگه تو وبلاگ شماست بهم بگید که اسم وبلاگتون رو هم بنویسم! ) چند وقت پیش یکی از دوستام این داستان رو بهم داد . فقط به خاطر اینکه خیلی قشنگه(و همین طور.. گفتم بزارم تو وبلاگ تا هر کی نخونده اینجا بخونه !
بـــــازم می گم من اینو خیلی وقت پیش توو یه وبلاگ خـــونــــدم اگه تکراری ِ معذرت!
افسوس وقتي سركلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود كه كنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي كرد. به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهي به اين مساله نمی كرد. آخر كلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست. من جزومو بهش دادم. بهم گفت: " متشكرم" و گونه من رو بوسيد. می خوام بهش بگم، می خوام كه بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمی دونم. تلفن زنگ زد. خودش بود. گريه مي كرد. دوست پسرش قلبش رو شكسته بود. از من خواست كه برم پيشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اينكار رو كردم. وقتي كنارش رو كاناپه نشسته بودم. تمام فكرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو می كردم كه عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس،خواست بره كه بخوابه، به من نگاه كرد و گفت : "متشكرم " و گونه من رو بوسيد. می خوام بهش بگم، می خوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نمی دونم . روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت: "قرارم بهم خورده، اون نمی خواد بامن بياد". من با كسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم كه اگه زماني هيچ كدوممون براي مراسمي همراه نداشتيم با هم ديگه باشيم، درست مثل يه "خواهر وبرادر". ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد. من پشت سر اون، كنار در خروجي، ايستاده بودم، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون كريستالش بود. آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه، اما اون مثل من فكر نمي كرد و من اين رو می دونستم، به من گفت: "متشكرم، شب خيلي خوبي داشتيم" ، و گونه منو بوسيد. ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم. يه روز گذشت، سپس يك هفته، يك سال ... قبل از اينكه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد، من به اون نگاه مي كردم كه درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدركش رو بگيره. می خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي كرد، و من اينو می دونستم، قبل از اينكه كسي خونه بره به سمت من اومد، با همون لباس و كلاه فارغ التحصيلي، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي، متشكرم و گونه منو بوسيد. می خوام بهش بگم ، می خوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم. نشستم روي صندلي، صندلي ساقدوش، توي كليسا، اون دختره حالا داره ازدواج ميكنه، من ديدم كه "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج كرد. من می خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فكر نمي كرد و من اينو ميدونستم، اما قبل از اينكه از كليسا بره رو به من كرد و گفت : تو اومدي؟ "متشكرم" ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم. سالهاي خيلي زيادي گذشت. به تابوتي نگاه ميكنم که دختري كه من رو داداشي خودش می دونست توي اون خوابيده، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند، يه نفرداره دفتر خاطراتش رو می خونه، دختري كه در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست كه اون نوشته بود: "تمام توجهم به اون بود. آرزو می كردم كه عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو می دونستم. من می خواستم بهش بگم، می خواستم كه بدونه كه نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نمی دونم ... هميشه آرزو داشتم كه به من بگه دوستم داره ." اي كاش اين كار رو كرده بودم ... با خودم فكر مي كردم و گريه! . .
+
تاریخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 10:41 نویسنده آیدا جون
|
|
| گاو بازی |
|
سلام. اول از هر چیز روز مادر رو به تمام مامانا تبریک میگم!(همین طور به تمام خانوم ها) مخصوصاٌ به مامان جونی خودم!!
بچه ها عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید و بگید ببینم شما می دونید این بازی چه کیفی داره؟!؟!
بیچاره گاو!!
ادامه مطلب
+
تاریخ سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:45 نویسنده آیدا جون
|
|
| راهکارهای بچه داری |
| سلام دوستان!
آپ اصلی رو در ادامه مطلب ببینید ...!!
راهکارهای درست از بچه داری . اگه نبینی از دستت رفته!! برو ادامه مطلب
ادامه مطلب
+
تاریخ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 15:36 نویسنده آیدا جون
|
|
| اميد در زندگی |
| سلام !
این متن زیبا رو سایت IRANIAN FUN برام ایمیل زده بود ، خواستم شما هم بخونید!
جالبه!!!!!!!!
>> اميد در زندگاني بشر انقدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان. " هوگو "<<روزي تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم . شغلم را دوستانم را ، زندگي ام را !به جنگلي رفتم تا براي آخرين بار با خدا صحبت كنم . به خدا گفتم : آيا مي تواني دليلي براي ادامه زندگي برايم بياوري ؟ و جواب او مرا شگفت زده كرد. او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را مي بيني؟ پاسخ دادم : بلي . فرمود : هنگامي كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبي ازآنها مراقبت نمودم . به آنها نور و غذاي كافي دادم .دير زماني نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا گرفت اما از بامبو خبري نبود . من از او قطع اميد نكردم . در دومين سال سرخسها بيشتر رشد كردند و زيبايي خيره كننده اي به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبري نبود .من بامبوها را رها نكردم.در سالهاي سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند . اما من باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكي از بامبو نمايان شد. در مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه هاي بامبو به اندازه كافي قوي شوند. ريشه هايي كه بامبو را قوي مي ساختند و آنچه را براي زندگي به آن نياز داشت را فراهم مي كرد.خداوند در ادامه فرمود : آيا مي داني در تمامي اين سالها كه تو درگير مبارزه با سختيها و مشكلات بودي در حقيقت ريشه هايت را مستحكم مي ساختي . من در تمامي اين مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم . هرگز خودت را با ديگران مقايسه نكن و بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايي جنگل كمك مي كنن. زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد مي كني و قد مي كشي !از او پرسيدم : من چقدر قد مي كشم . در پاسخ از من پرسيد : بامبو چقدر رشد مي كند؟ جواب دادم : هر چقدر كه بتواند . >> گفت : تو نيز بايد رشد كني و قد بكشي ، هر اندازه كه بتواني <<
+
تاریخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 18:47 نویسنده آیدا جون
|
|
| شلیک گلوله |
| اینم عکسهایی از شلیک گلوله!!
اگه دوست داشتین بگین بازم می زارم!؟؟؟ نظر بدین!!! قشنگن
بازم خواستین کافیه یه اشاره کنید.
+
تاریخ یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 18:33 نویسنده آیدا جون
|
|
| گنجشگکم!! |
مامانم این بچه گنجشک نازنازی رو پای درخت جلوی خونمون پیدا کرده بود،که بارون خونشونو خراب کرده بود! من اونو پیش خودم نگه داشتم تا بزرگش کنم و بعد پروازش بدم بره دنبال زندگیش!!
تو این تعطیلات ، دو روزی رفتیم چالوس! نمی دونم آب وهوا بهش نساخت یا چی؟؟؟!!! داشتم می رفتم بهش غذا بدم دیدم .................................
راستی اسمشو آیدا کوچولو گذاشته بوووووووووووووووووووووودم
اون دیروز صبح برای همیشه چشماشو بست!!!!!
......................................................
اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت . و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ... مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ... باران هنگام طوفان را که مي بيني ! آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
+
تاریخ جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 20:33 نویسنده آیدا جون
|
|



خوبید؟
اومدم بگم که بیاید و با ماه مهربون(شاید نامهربون
) خداحافظی کنید

براتون یه عالمه آرزوی خوب و قشنگ میکنم
ماه مهربون دوست داره ازش راضی باشید





راستی ۱ شهریور هم تولدم بود
بامراماش خودشونو نشون بدن.میسی







اما نشد بیام تولد بگیرم!
میشه هرچی انتقاد یا پیشنهاد راجبه وبلاگم داری بگی!؟!! 








از نظراتون هم ممنون

مواظب خودت باش
یه آپ مفید 
من خودم یه بد غذا ام!!!!!
... من هنوز زنده ام

و خوب







راستی من شاید کمتر بیام نت ..
















راستی جونی میسی که بهم سر زدی و خبر آپتو بهم گفتی.خوشحال شدم. همیــن الان میــام. 
فقط یه خرده کارام بهم ریخته جمع وجور کنم میام...



براتون یه سری نکات ضرروری برای سلامتی میزارم. چــون دوســتتـون دارم. 

راستی داداش پدرام رو که میشناسید؟! 

تا آخر عمرم اینو یادم نمیره و تاسف می خورم
جونی تو رفتی؟؟ البته من همدرد هم دارم




عاشق این آهنگ مهدی مقدمم 



====> 


امتحاااااان دارم














)
در دست تعمیر است 





اگه حوصله ام رو داری یه سر به ادامه مطلب بزن. 



خــدا رو شکــر...

چيکار؟؟ خب عجله نکن !!

منم این بازی رو انجام دادم!!
تمر هندی و لواشک ترش!!
؛ چیپس و پفک به میزان کافی




سلام دوستان! خوبید!؟



((اینو گفتم تا یهو دست به خودکشی نزنید و ماماناتون بیان سراغ من
مواظب خودتون باشید!










